h از گذشته...تا حال! -

 
از گذشته...تا حال!
نوشته شده توسط : محسن - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠
 

سلام و درود...

بله! درست دیدید! من بالاخره بعد از 45 روز پست کردم!خنثی

هم اکنون که دارم مینویسم، هیچ ایده ای ندارم که درباره چی میخوام بنویسم...

این حالتم رو دوست ندارم! این بیکاری رو دوست ندارم. قبلاً ها کتاب زیاد میخوندم، در نتیجش هم زیاد پست میکردم... الان هر یکی-دو ماه یه بار پست میکنم...

+همچنان این وبلاگ تو اینترنت مهمترین دارایی منه! دوستش میدارمقلب

یه چیزی... اولین وبلاگی که من داشتم، وبلاگی بود به نام "قصه های سرزمین اشباح!" فکر کنم سوم راهنمایی بودم که اونجا رو ساختم! 6 سال پیش! اول قصدم این بود که مجموعه سرزمین اشباح رو اونجا بنویسم! اون زمان این کتاب رو تازه شروع کرده بودم، و واقعیتش اونقدر عقلم نمیرسید و نمیدونستم که این کتاب رو تو نت میشه گیر آورد! اونقدر بیکار و سرخوش بودم که نشستم و کلی فصلش رو تایپ کردم!!هیپنوتیزم بعد کم کم موضوع وب تغییر کرد... خبر کپی-پیست کردم، عکس گذاشتم، چرت و پرت نوشتم، عیدانه نوشتم...دورانی بودا...خاطراتی بس خفن داریم از اون زمان!قلب بازدید خوبی هم داشتم! تو گوگل رنکم بالا بود، تا اینکه اون روز کذایی رسید...نگراندیدم کم کم ملت دارن میگن وبت فیلتره! باز نمیشه! کم کم نم نم و همینطوری الکی وبلاگ دوست داشتنی بنده فیلتر شد! یه مدت بیکار بودم و به این امید که درست شه...زهی خیال باطل!! تصمیم گرفتم ادامه ی اونجا رو، بیارم تو پرشین بلاگ و اینجا ادامه بدم. اون زمان هنوز این قابلیت بلاگفا که میشه هی زرت و زرت آدرس وب رو عوض کرد اختراع نشده بود!! زمان های قدیم بود دیگه! امکانات نبود که! خلاصه... اینجا رو تاسیس کردیم...و بسی از اون وبلاگ موفق تر شد... چند وقت پیش ولی آدرس اونجا رو عوض کردم و از بسته بودن درش آوردم!

وقتی خودم میخونمش خندم میگیره! میگم بچه که بودم چه احمقی بودم!نیشخند(بلانسبت خودم!نیشخند) (بعداً نوشت: سوء تفاهم نشه! با خودمم! نه کس دیگه!)

شما هم اگه میخواید از گذشته ی من با خبر شید، منو بیشتر بشناسید، با سیر تاریخی این وبلاگ آشنا شیدنیشخند و ... به وبلاگ قصه های سرزمین اشباح سری بزنید!

+از مدت ها پیش برنامه ای ویژه برای نمایشگاه کتاب دارم...متفکر اگه بشه چـــی میشه...هیپنوتیزم

+به نظرم دلیل آپ نکردنم رو فهمیدم! دلیلش اینه که حس نوشتنم رو تو فانتزی فنز و قلم طلایی و اینجور جاها ارضا میکنم! این میشه که دیگه حس اینجا رو ندارم!

+کامنت فراموش نشه! 

فعلا همین.

کاری؟باری؟ تا بعد...بای بای


 
comment نظرات این پست ()