لحظه ی تأمل!

درود

بالاخره اون حسه اومد...اون حسی که باعث شد الان شما بشینید و این متن رو بخونید.

از اینکه بعضی وقتها فاصله های چندماهه میفته بین پست هام خیلی ناراحتم...اصلاً خوش ندارم کسی فکر کنه این وبلاگ تعطیل شده یا قراره روزی تعطیل شه. ما تا اخر ایستاده ایم!!

این مدت اتفاق هایی افتاد که هی باعث شد این پست عقب بیفته... اولش امتحان های پایان ترم، که به خودم وعده ی تعطیلات بین ترم و آپ های خوب خوب میدادم. بعدش نمره های افتضاح و ناامید کننده، و کلنجار رفتن با استادها و تلاش برای انتخاب واحدِ خوب...و شروع ترم جدید!! دوتا ایده ی خوب برای نوشتن تو ذهنم داشتم، که دقیقاً به همین دلیل انقدر طول کشید، که دقیقاً نمیدونستم قراره چی بنویسم! –واقعیتش رو بخواید الان هم دقیقاً نمیدونم قراره چی از آب در بیاد!!- با توجه به شناختی که از خودم دارم، اگه بخوام همینطوری ادامه بدم، پست بسیار بسیار طولانی ای خواهد شد، پس سخن کوتاه میکنیم و به اصل مطلب می پردازیم...

بیشتر کسایی که این وبلاگ رو میخونن و مرتب سر میزنن، افرادی هستن که با کتاب زیاد سر و کار دارند. و فکر نکنم کسی کتاب رو صرفاً برای پر کردن وقتهای خالیش استفاده کنه. عاشق کتابیم، و کتاب خوندن رو یک لذت و یک علاقه میدونیم. پس کتاب رو به عنوان "غذای روح" پذیرفتیم.

سئوال اساسی "چه بخوانیم؟" است!

                                                        

همه عاشق پیتزا و فست فود هستیم! ولی آیا کسی هست که از ضررهای این مواد آگاهی نداشته باشه؟ این غذاها "فقط خوشمزه" هستند! نه چیز دیگه! و مطمئناً هیچکس چنین چیزی رو برای همیشه دوست نداره...

تا کی میخوایم "فست فودهای مُجَلد" به خورد این روحِ خسته ی بیچاره بدیم!؟ حرفهام شعاریه؟! آرمانیه!؟ ولی آیا "حقیقت" نیست!؟

اصلاً فرض کنیم کتاب های فانتزی عالی هستند. ولی آیا کافی هم هستند؟

من 7-6 سال پیش که مجموعه ی سرزمین اشباحِ دارن شان رو خوندم، خیلی کُپ کردم!! که نکنه این داستان واقعاً اتفاق افتاده باشه!! خلاصه اینکه سرکار رفته بودم!

ولی بیاید فکر کنید که اگه کتابهایی باشن که به اندازه ی همین کتابهای فانتزیِ تخیلی هیجان انگیز و جالب باشن و همون قدر سرگرم کننده باشن، اما با یک تفاوت اساسی؛ واقعی باشن! همه س اسم ها و مکان ها و اتفاقات تو همین دنیای خودمون باشن. حتی قهرمان داستان هم حقیقی باشه، با اتفاقات واقعی و شجاعت های واقعی! کتابی که آخرش حی نمیکنیم وقتمون رو تلف کردیم!

و بذارید بهتون بگم که همچین کتاب هایی وجود دارند، فقط باید پیش زمینه ی فکری که راجع به این طیف کتابها داریم رو دور بریزیم، و با خوندنشون، خودمون اونها رو درک کنیم، نه اینکه درکی که دیگران از این کتاب ها داشتن رو بپذیریم.

واقعاً جای فکر داره این موضوع.

بعد از عمری پست کردم، بیاید و روی من رو زمین نندازین و یه کم درباره این موضوع فکر کنین! :D

منم قول میدم زودتر پست کنم! :-"   

/ 25 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترنم(پایگاه ادم فضایی هآ!)

سلام من تا 20 خرداد نمی تونم بیام تو این مدت که نمیام کامنت بارونم کن و شک نکن که بعد امتحانا تک تک کامنتا رو جبران می کنم!!! زیر 5 تا قبول نیستا!!!×

محمد

سلام داداشی عرضم به حضورت که تقریبا 2سال پیش تو یکی از پستهام" پست یه جور دیگه" یه کامنت کذاشته بودی که بهت سر بزنم تازه دیدمش[تعجب] خسته نباشم!!!ولی اونقد معرفت داشتم که بهت سر زدم. تو هم سعی کن زود به زود آپ کنی . بازم منتظرت هستم[گل]

Bloody Mary

بله!!!چرا آپ نمیکنی؟؟؟کتاب زامبی دارن شانو خوندی؟؟؟من ندیده بودم تازه امروز دانلود کردم!!!

شازده

یادش بخیر من سالیان دراز پیش اینو بهت گفتم و تو چقدر غضبناک گشتی.:-" ولی الان خودم نظرم عوض شده. :دی اینقد دلم واسه کتابای فانتزی تنگه که بعد کنکور میخوام خودمو خفه کنم باهاشون

شازده

هه چرا میدونم.احتمالا منظورت کتابای مثلا مربوط به شهیدا ایناس نه؟

بهروز

درود . میگم بین ما هم نسل ها درد های مشترکی هست باور کنین . بله منم قبول دارم با بیشتر شدن سنم به نظرم کتاب های فانتزی نوجوانانه زیاد به مذاقمون خوش نمیاد . یعنی فقط اکشن خالص چه برسه به حالا مجموعه هایی مثل 39 سرنخ و ... . و نکته دیگه ای هم که هست تاثیر گرفتن از افکار نسل قبلی خودمون دهه 60 تیا هستش که باز هم تو نت فعالیت دارن و همون قضایای روشن فکریو و کافه نشینیو و دموکراسی و پلورالیسمو ... بله ولی وقتی به اخر قضیه نگاه میکنی میبینی که هیچ سودی نداشته واسشون چه بسا ضرر های زیادیم بهشون زده و بعد تو فکر میکنی سبک سنگین میکنی میگی بیخیال بزار همون رمان آبکیم رو بخونم منو چه به این حرفا . بعدشم به قول شریعتی ما تبدیل شدیم به اقیانوس هایی به عمق یک متر . یعنی عمق نداریم ، بین کوهی از اطلاعات گیر کردیم ولی کی بتونه بشکافه این همه اطلاعاتو به خاطر همینم هست که قست فودی شدیم شاید به همین دلیلم هست که سعی میکنیم احساسمونو در این مورد بگیم ولی تعریف درست حسابی واسش نداریم . خوش باشی و پاینده

bahar

سلام خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من سرزمین اشباحوووووووووووووووووووو خعلی دوس دارم از عنوانه وبت خوشم میاد حتما بیا پیشم[ماچ]

ممد امین :)

سلام تبادل لینک . به وبلاگم یه سر بزن اگه ok بود تبادل کنیم . ; )

شادن

سلام من الن يه دوماهى مى شه كه كتاب هاى دارن شان رو دريافت كردم و مى خونم والان اگه درسا بزارن دو جلد مونده رو تموم مى كنم . من هميشه فك مى كردم واقعيت دارن ولى اگه داستان هايي باشن كه هم واقعى باشن و هم مرموز و وحشتناك بيشتر دوس دارم. عالي ترين كتاب هاى فانتزى كه خوندم از دارن شان بوده ونظرم اينه اينا واقعاً عالين ولى واقعى دوست دارم[لبخند]