politics

دوست دارم از فضای حال حاضر کشور، به عنوان یک فضای ملتهب سیاسی یاد کنم. فارق از اینکه در واقع چنین است یا خیر. شنبه ی پس از انتخابات همواره حساسیت های خاص خود را داشته و دارد، چراکه اعلام نتایج ریاست جمهوری، میتواند باعث بروز تشنج هایی شود. و میتوان از 25 خرداد 88 به عنوان نمونه ی بارز این امر یاد کرد، که البته به دلیل با تجربه شدن نظام، دیگر چنان مشکلی پیش نخواهد آمد.

از مدت ها پیش زمزمه ی فتنه ای بس عظیم تر از 88 در محافل سیاسی و تحلیلی ورد زبان ها بود، و گمانه زنی هایی راجع به این امر میشد، و همگان در صدد شناخت، و البته مقابله با آن بودند. چراکه این خاصیت فتنه است که تمییز دادن حق و باطل از هم دشوار میگردد و باعث بروز مشکلات می شود. مردم اما خاطره و تجربه های پیشین خود را دارند، و با افزایش بصیرت برای این فتنه آماده بودند.

چینش نامزدهای انتخاباتی و اتفاقات پیش از آن، همگان را در فکر فرو برد، و از اتفاقی قریب الوقوع خبر میداد. سکوت و تبعیت یاران هاشمی، و البته مردی مرموز چون اسفندیار رحیم مشایی پس از اعلام رد صلاحیت، امری نیست که به سادگی بتوان از کنار آن گذشت. برخی 15 خرداد را روز مهم و البته خطرناکی می دانستند، چراکه حدس میزدند در مراسم سخنرانی آقای رئیس جمهور در حرم امام خمینی(ره)، حرف های نزده ی مهمی بیان شود، که باعث ایجاد تشنج و شاید شلوغی شود، و این اصلاً اتفاقی نبود که مورد علاقه ی نظام باشد، آن هم در این برهه ی حساس. پس چنین شد که با حذف سخنرانی دکتر احمدی نزاد، پانزدهم نیز به خیر گذشت، تا همگان منتظر اتفاق های احتمالی دیگر باشند.

درباره چینش مهره ها نیز حرف بسیار بود. از بهم زدنِ نابه هنگام و بدون دلیل ائتلاف 2+1 توسط آقای قالیباف، تا حضور دقیقه نودی سعید جلیلی به جای کامران باقری لنکرانی. حضور 5 اصولگرا (اگر محسن رضایی را هم اصولگرا بدانیم )در جمع نامزدهای انتخاباتی، امری غیر طبیعی و نگران کننده برای همه ی اصولگرایان بود، و همه انتظار ائتلاف این افراد را داشتند، حتی تا آخرین ساعات روز پنجشنبه. در میان این افراد (آقایان قالیباف، حدادعادل، رضایی، ولایتی و جلیلی)، غلامعلی حدادعادل اولین کسی بود که –به عقیده ی خیلی ها-بصیرت نشان داد و رسماً به نفع اصولگرایان و جبهه ی پایداری انقلاب از انتخابات کناره گیری کرد. حال انتظار می رفت حداقل از بین آقایان ولایتی و قالیباف، یک نفر صحنه را ترک کند، و به قول ستادِ انتخاباتی آقای قالیباف به اصول ائتلاف –که خودشان قبلاً بدون هیچ دلیلی آن را برهم زده بودند!!- پایبند باشند؛ که این اتفاق رخ نداد. برخی معتقد اند اتفاقات داخل مناظره ها و بحث هایی که بین آقایان ولایتی، جلیلی و قالیباف شکل گرفت باعث شد تا آقای ولایتی –شاید علی رقم تصمیم قبلی- تصمیم به ماندن در صحنه بگیرد، که مطمئناً این تصمیم به ضرر خود او و اصولگرایان بود.

در طرف دیگر میدان، آقایان عارف و روحانی حضور داشتند، و به نظر می آمد هیچ مشکلی با یکدیگر نداشته باشند. چراکه هردو از یک جبهه بودند، و نام اصلاح طلب را یدک می کشیدند. انصراف یکی از این دو کاندید، میتوانست بسیار تاثیر گذار و تعیین کننده باشد، چراکه یک اصلاح طلب به تنهایی شانس زیادی برای پیروزی داشت، و مطابق پیش بینی ها این اتفاق رخ داد و آقای عارف، رسماً با اعلام حمایت از حسن روحانی، از انتخابات کناره گیری کرد. البته در این بین وجود دارند عده ای که عارف را اصلاح طلب نمی دانند و عقیده دارند او برای حضور تا لحظه ی آخر مصمم بود، اما فشارهای اعمال شده از طرف مهره های خارج از گودی چون محمد خاتمی و یاران، عارف را –برخلاف میل باطنی- مجبور به انصرف کردند.

شاید حتی خوش بین ترین حامی روحانی هم پیش بینی نمیکرد که او در دور اول انتخابات، با 53% آراء، بر کرسی ریاست جمهوری بنشیند. بی شک اگر انتخابات به دور دوم کشیده می شد،این اصولگرایان بودند که پیروز نهایی انتخابات بودند.

فاصله ی زیاد حسن وحانی با دیگر رقبا نیز تامل برانگیز بود. خیلی ها عقیده داشتند که روحانی در بهترین حالت، بیش از 13 میلیون رای نخواهد داشت،یعنی به تعداد رای های موسوی در دوره ی گذشته، و نفر دوم انتخابات خواهد شد، و در دور دوم با قالیباف رقابت خواهد کرد. اما این اتفاق نیفتاد و در عین ناباوری او در همان دور اول با اقتدار رئیس جمهور شد.

حال ابهامات و سئوال های زیادی برای شخص بنده برطرف شد. علت تغییر ناگهانی رفتار محموداحمدی نژاد در 2 سال گذشته، علت سکوت خواصِ رد صلاحیت شده، و آن فتنه ی معروف...

مدتی پیش خبری در خروجی بعضی سایت ها قرار گرفت، مبنی بر دلیل خانه نشینی 11 روزه ی احمدی نژاد در 28 فروردین 90. در آن خبر –که البته نه تکذیب شد و نه تایید- اعلام شد که یکی از خواسته های محمود احمدی نژاد در پی ان خانه نشینی، برکناری سعید جلیلی، دبیر شورای امنیت بوده. اینکه چرا احمدی نژاد با حضور وی مخالف بود روشن نیست. اما واضح است که او بعد از ناکامی در برکناری وی، طور دیگری و به ور غیر مستقیم به خواسته اش رسید.

سعید جلیلی در بین جمع مذهبی ایران، از حمایت و محبوبیت زیادی برخوردار بود و مورد حمایت مستقیم علامه مصباح نیز بود. بنده معتقدم رفتار های عجیب و غریب احمدی نژاد در 2 سال گذشته و تغییر رفتار او، به این دلیل بود که او هم مثل هرکس دیگری احتمال حضور سعید جلیلی در پست ریاست جمهوری را میداد، و این احتمال را می دهم که او عمداً کاری کرد تا عموم مردم، و حتی قشر بسیار زیادی از حامیانِ خود احمدی نژاد، از رئیس جمهور اصولگرا و مخصوصاً انقلابی زده بشوند، و خاطره ی بدی از چنین تیپ آدمی در ذهن داشته باشند.در اینکه محمود احمدی نژاد در حدود 6 سال ابتدایی از دولتش، خدمات بیشماری انجام داد و طبق آمار از دو دولتِ اصلاح طلب پبش از خود نیز کارنامه ی درخشان تری داشت، هیچ شکی نیست. اما این –خراب کردن وجهه ی سعید جلیلی- تنها دلیل موجهی است که من -به عنوان یک علاقه مند به اصولگرایان- میتوانم برای تغییر رفتار احمدی نژاد برشمرم.

و اما کلاهی که بر سر طرفداران به اصولگرایان رفت نیز قابل تامل است! اینکه چرا هیچیک از اصولگرایان به نفع دیگری انصراف ندادند و پیروزی را دو دستی به اصلاح طلبان تقدیم کردند، جای بحث بسیار دارند. ولی من معتقدم حتی این موضوع هم از پیش برنامه ریزی شده بود. از طرف چه کسی یا چه ارگانی یا حتی چه کشوری، الله اعلم! اما مشخص است که شکاندن رای حزب اللهی ها از اهداف این پروژه بود. بنده توهم توطئه ندارم، اما علاقه دارم برای اتفاقاتی که می بینم، دلیل قابل قبولی ارائه دهم. چه دلیل و هدفی بهتر از اینکه خودِ مذهبی ها و اصولگرایان باهم اختلاف داشته باشند؟ در این اوضاع، می طلبید یک فرد با بصیرت پیدا بشود و ائتلاف مردم را خواستار شود، تا اگرچه نامزد ها متعدد بودند، تمام رای اصولگرایان به سبد یک نفر ریخته شود، و این اجماع میتوانست با پیروزی همراه شود. البته نباید حقیقت راهم نادیده گرفت، که حتی در این صورت هم حسن روحانی در دور اول موفق به کسب اراء می شد، اما حداقل در این صورت، اصولگرایان حرفی برای گفتن داشتند...

پیشبینی می شود که آقای روحانی، در سخنان اولیه ی خود وضع اقتصادی کشور را چنان وخیم بخوانند که به این زودی ها نتوان برای آن کاری کرد، و بعید هم نیست که 4 سال برای برطرف کردن مشکلات –با آن کلید معروف!- زمان بخواهند!

و اما دست آوردها...هر انتخاباتی، دست آوردی جدید و شگرف برای جمهوری اسلامی به همراه دارد. بی شک اولین دست آورد این امر، حضور بیش از هفتاد و دو درصدی مردم پای صندوق های رای بود. همچنین انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور، تمام شبهه های مبنی بر تقلب و نتایج از پیش تعیین شده –البته اگر شبهه ای مانده بود!-  را رد می کند، چراکه به عقیده ی بسیار از تحلیل گران و منتقدان، سعید جلیلی فردی بود که نظرش به نظر نظام نزدیک تر بود.

و در پایان، پیش بینی می شود "دولت تدبیر و امید" 4 سال بیشتر تداوم نداشته باشد، و در 4 سال بعد، فرد یا افراد دیگری بر منسخ ریاست جمهوری بنشیند.

پایان/

/ 0 نظر / 36 بازدید